تبليغاتX
حرف دل
           

 

 

         ma hame asheghano rahinane koyo meykhoneye hoseinim     

in hosein kist k alam hame divaneye ost


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:59  توسط پوریا  | 

 

 

 

                   کی گفته ما شیعه ها با سنیا برادریم/ما از سیلیه زهرا نمیگذریمایام فاطمیه رو به همتون تسلیت

   میگم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 8:10  توسط پوریا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 13:9  توسط پوریا  | 

    گفتم به ماه  که چرا قامتت خم است اهی کشیدو گفت:ماه محرم است 

گفتم محرم چیست؟ گفت:عزای اشرف اولاد  عالم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 8:48  توسط پوریا  | 

salam khobid dostan k manam khobam hamatono k be weblogam sar zadidio mizanid dost daram booooooooooooooos abji toroham dostdaram asheghetam

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 11:46  توسط پوریا  | 

this weblog could have an other editor to .i'm sorry but your password has changed

this is ...one of your alineces 

it could be fun , couldn' t it? i think you gonna know me i'm your alience.

i wish you could accept me ,thanks.  

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 21:59  توسط پوریا  | 

و از خدا میخوام که:

یه دلی رو بهم بده که وقتی میون این همه مردم راه میرم و چشمام به دستهایی میفته که غافل از یاد خداو اون دنیا به هم داده شدن،حسرت نخورم که چرا دست های من تو دست کسی نیست و دلم برای تنهایی خودم بسوزه..

یه صبری رو بهم بده که وقتی به این همه مردم،حالا چه موفق و چه نا موفق نگاه می کنم که اینطور تو این دنیا ی فانی میرن و میام،حسرت نخورم که وای،چقدر این زمین خاکی رو جدی گرفتن که ادم ها..

یه ذهنی رو بهم بده که وقتی به اتوبان زندگی و بعدشم مرگ میرسم،بتونم فکر کنم که از کدو سمت برم و بعد رفتن،حسرت نخورم که ای وای،باز هم از چراغ قرمز گذشتم و اون افسر بالایی که میتونه همه ی عالم و ادم رو جریمه کنه،بهم بگه بازم که جریمه شدی..

یه زندگی رو بهم بده که سرتاسرش عشق باشه و بارونی و اگر یه روز هم بدی و طوفان اومدن و تو زندگی من جا گرفتن،حسرت نخورم که ای کاش با عشق بیشتر میموندم و زیر بارون بیشتر داد میزدم که:

فقط خدا،دوست دارررررررررررررررم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:40  توسط پوریا  | 

 

 

 

یک مطلب جالب از شطان     

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 21:47  توسط پوریا  | 

 

  شيطان در روز عاشورا

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 21:44  توسط پوریا  | 

 

 

    شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مي كند، در تمام جنگها حاضر مي شود و جبهه دشمن را تقويت مي كند، فراريان را با حيله بر مي گرداند، به سوي ميدان مي كشاند و آتش جنگ را شعله ور مي سازد.

يكي از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبي و رقص پرداخت. هر كس از لشكر امام حسين عليه السلام شهيد مي شد ، از خوشحالي فرياد مي زد و رقص مي كرد. هر كدام از لشكريان عمر سعد فرار مي كردند، شيطان به صورت يكي از سر كرده هاي لشكر در مي آمد و سر راه شان را مي گرفت و آنان را به ميدان بر مي گرداند. مي گفت: واي بر شما، اين همه جمعيت و مردان شجاع ، از يك نفر تشنه و بي كس و مجروح گريزان شده ايد ؟ مردانگي و غيرت شما كجا رفت ؟ بر گرديد او را محاصره كنيد، با ضرب شمشير از پاي درآوريد و اگر نمي توانيد، او را تير باران نماييد.


با حيله و نيرنگ لشكر را بر مي گردانيد و شوري ديگر در جنگ ايجاد مي كرد. ولي آنها چون جرأت نمي كردند از نزديك با امام حسين عليه السلام بجنگند از دور ، آن قدر تير به سوي آن مظلوم انداختند كه مانند مرغ پر در آورده بود. وقتي كه تير سه شعبه زهر آلود بر سينه امام نشست و از پشت سر بيرون آمد، امام عليه السلام از بالاي اسب بر زمين افتاد. شيطان ميان آسمان و زمين از خوشحالي فرياد زد و گفت: امروز كينه خود را بر سر اولاد آدم خالي كردم و انتقام خود را گرفتم. او مي كوشيد تا لشكر زودتر كار حسين عليه السلام را تمام كند.

زينب مي فرمايد: وقتي ابن ملجم ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد، من آثار مرگ را در ايشان ديدم، پيش رفتم و عرض كردم: اي پدر بزرگوار ! ام ايمن حديثي از براي من گفته است دوست دارم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم. آن حضرت فرمود: اي نور ديدگان من ! حديث همان است كه ام ايمن به تو گفته و برخي از مصيبت هاي كربلا و گرفتاري هاي آن روز را براي دخترش زينب بيان كرد تا جايي كه فرمود: زماني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ما را به اين حديث خبر مي داد، فرمود:

يا علي ! در آن روز، ابليس با شياطين خود، از شدت شادكامي در سرتاسر زمين پرواز مي كند و به شياطين و هوادارانش مي گويد: اي جماعت شياطين! شاد باشيد كه انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتم، برترين بدبختي را براي آنها فراهم كردم، جهنم را به آنها به ميراث دادم، مگر جماعتي كه دست به دامن اين خانواده شوند و از آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم ياري جويند.

اي شياطين! بر شما باد كوشش در راه ايجاد بدبيني به اين خانواده ، كاري كنيد كه به اين خانواده و دوستان آنها دشمني ورزند تا كفر و گمراهي در مردم استوار شود  و يك نفر از آنها رستگار نگردد.

بعد از آن ، حضرت علي عليه السلام به زينب فرمود: اي نور ديدگانم! بي گمان ابليس در اين سخن راست گفت، با اينكه كار او هميشه دروغ گفتن است، زيرا مي داند هيچ عمل صالحي با داشتن دشمني با شما فايده اي ندارد، هيچ گناهي با داشتن دوستي شما ضرر و زياني به انسان نمي رساند ( مگر گناهان كبيره ) ، يعني شيعيان شما به واسطه علاقه اي كه به شما دارند، از گناه و معصيتي نمايند و موفق به توبه شوند و گناهان خود را ترك نمايند ضرري متوجه آنها نمي شود.

و دشمنان شما، به واسطه دشمني و عداوتي كه با شما دارند، اگر مانند جن و انس خدا را بپرستند، عبادات آنان سودي به حالشان نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 21:43  توسط پوریا  |